خورشیدهای سیاه

معرفی کتاب

در فاصله سال‌های ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۹ سیاهپوستی به صورت اساسی در شعر گنجانده شد. تجربۀ زیست شده عمومی که برای همۀ مردمان تحت سلطۀ نظام اجتماعی وجود داشت و باعث همنوایی غریبی درصدای تمام شاعران سیاه شد. نام سرزمین دیگر معنایی برای آنها نداشت و تمامی شاعران به زبان فرانسه می‌نوشتند. زبانی که دولت مستعمرۀ فرانسه به آنها تحمیل کرد.
کتاب حاضر متشکل از ۲۹ شعر اعتراضی از شاعران سیاه است.

برشی از کتاب: حال باید ژاکتی ابریشمی بپوشم دکمۀ مزخرف پیراهنم را دور گردنم ببندم در پیراهنی نایلونی عرق کنم و در این ژیلۀ ابریشمی خفه شوم آه مادر! چه شکنجه‌ای! از هزاران درد رنج می‌برم صدها جانور موذی پاهایم را می‌جوند آخر زندانی کفش‌های نوک تیزم هستند به من می‌گویند لبخند بزن وقتی باید گریه کنی و گریه کن به جای خنده….

کتاب‌های مرتبط