کتاب از استالین تا یلتسین

معرفی کتاب

کتاب «از استالین تا یلتسین» روایت فرد کلمن، روزنامه‌نگار آمریکایی از روسیه است. نویسنده این کتاب با استفاده از آزادی‌هایی که در روسیه از آنها برخوردار بوده و اطلاعات دست اولی که همسرش از طریق کار در سفارت فرانسه در کشور مسکو به او داده بود به اطلاعات مهمی دست پیدا کرده و با استناد بر آنها موفق به چاپ این کتاب شده است.
کتاب حاضر در نوزده فصل با بررسی تاریخ شوروی، مقطع خاص ظهور استالین تا ظهور یلتسین را با حوادث درونی این مقطع پیش روی خونندگان قرار داده است.
این کتاب به دوران رهبری ژوزف استالین سیاست‌مدار کمونیست و رهبر شوروی که در زمان رسیدن به قدرت و جنگ جهانی دوم در نظریه مرد بزرگ جزو تأثیر گذارترین افراد جهان بر تاریخ بشریت به‌شمار می‌آید و دوران بوریس یلتسین نخستین رئیس‌جمهور منتخب روسیه به شیوۀ دموکراتیک بود.

برشی از کتاب: نیکیتا سرگیه ویچ خروشچف، صبح آن روز سرشار از اعتماد بود زیرا می‌دانست که آن روز، ۱۲ اکتبر ۱۹۶۴، روزی تاریخی خواهد بود. اتحاد شوروی، نخستین سفینۀ فضایی حامل چند سرنشین را به فضا فرستاده بود. سه فضانورد روسی در یک ماهوارۀ عظیم به نام «وسخود» (طلوع آفتاب) به مدار زمین اعزام شدند. پرواز آن‌ها، پیشرفت کشورشان را در مسابقه برای پیاده کردن نخستین انسان در ماه نسبت به امریکا آشکار کرد. تا ماه‌ها، شاید حتی سال ها، ماهواره‌های کوچک‌تر آمریکایی نمی‌توانستند هر بار بیش از یک سرنشین را به فضا ببرند. کمونیسم داشت سرمایه‌داری را در مرزهای فضای بیرونی شکست می‌داد. نظام کمونیستی داشت برتری تکنولوژیک خود را بر تمام جهان آشکار می‌کرد. خروشچف نمی‌توانست جلوی هیجان خود را بگیرد. این از آن لحظه‌هایی بود که سال‌ها آرزویش را داشت و طبق معمول انتظار داشت به تنهایی به آخرین قهرمانان فضایی روسیه تبریک بگوید. به عنوان رهبر بی‌چون و چرای حزب کمونیست و دولت شوروی، این حق او بود، اما ناگهان حوادث عجیبی شروع شد. نیکیتا سرگیه ویچ، بی صبرانه دستور داد بین اقامت گاه اشرافی مخصوص تعطیلات او در دریای سیاه، با فضانوردان به وسیلۀ «رادیو تلفن» تماس برقرار شود. روزنامه‌نگاران شوروی، برای ثبت وقایع آن روز، در طبقۀ همکف خانۀ ییلاقی‌اش گرد آمده بودند. خروشچف، در تماس تلفنی، با شور و شوق خاص خود با آن‌ها صحبت کرد و قول داد در بازگشت به زمین، از آن‌ها با نیرویی بیشتر از نیروی جاذبۀ زمین استقبال شود. رهبر کله تاس و تنومند شوروی، بی‌وقفه جلوی دوربین‌ها می‌خندید و با خبرنگاران شوخی می‌کرد. بعد ناگهان در حالی که به ظاهر هنوز شوخ و سرحال بود، به فضانوردان گفت: «دارم تلفن را به آناستاس ایوانویچ میکویان می‌دهم. او دارد گوشی را از دستم می‌کشد و من نمی‌توانم گوشی را نگه دارم.»

کتاب‌های مرتبط

اخبار مرتبط

هیچ داده ای یافت نشد